تبليغاتX
::. عشق و دیوونگی .::

عشق و دیوونگی

: درباره وبلاگ

 

چقدر حقیرند ادمایی که نه جرئت دوست داشتن دارند، نه اراده ی دوست نداشتن. نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن...


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385

 

: پیوندها

 

ياسي گلم
محکوم دل( مرتضی عزیز)
محسن عزیز
فيلم قديمي(مجتبي عزیز)
براي او كه ميداند دوستش دارم(نازنين عزيز)
مينا جون
سبک سر(اریا عزیز)
نیلوفر عشق(مینای عزیز)
نفس خاطره ها(حسین عزیز)
عاشقم من
راه دوم(حسین عزیز)
ماهواره و موزیک (علیرضای عزیز)
ستاره
ایسودای عزیز
مرگ عشق (ارام عزیز)
takswf
به سردي لبخند غروب(جواد عزيز)
نيكي عزيز
عشق دوباره(فرشته عزیز)
تازه كار(امير عزيز)
لحظه هاي تنهايي(ارمان عزيز)
اشك معشوق(حامد عزيز)
نگاه ها و چشم ها(فرهاد عزیز)
شبهاي تنهايي(ياسي عزيز)
طرائف(مهدي عزيز)
ادما...(علي عزيز)
مسافر(افسانه عزیز)
داخل شوید دلشدگان(هومن عزیز)
sara is my love(سياوش عزيز)
دنيا ديگه مثل تو نداره(عليرضا عزيز)
ساغرانه
GIMMICK(علي عزيز)
بیا ببین خاطرات قلب من چی میگه(نیلوفر عزیز)
کلیسای عشق
عشق باران(بهروز عزیز)
دنیای عکس ایرانی و موزیک(حسین عزیز)
شبنم بهار(زری عزیز)
تنها میان تن ها (حوال عزیز)
کلبه ی عشق(محمد عزیز)
شب تو(هاتف عزیز)
شب کاران
کلبه ی تنهایی من(مرتضی عزیز)
هر چه می خواهد دل تنگت بگو(رضا عزیز)
پاتوق(حمید عزیز)
دل نوشته های من(فاطمه عزیز)
کلبه ی عشق(برنارد عزیز)
همیشه سبز مثل زندگی(امیر عزیز)
اتاق اعتراف
عشق و دوری(غزل عزیز)
لطفا"با اشک وارد شوید(ماهان عزیز)
گوگولی(میثم عزیز)
زندگی با تو(محمد عزیز)
عاشق تنها(لطیف عزیز)
اشکهایم را پاک کن(مجتبی عزیز)
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
حس چشات

تو چشم تو یه حسه که اتیش به قلب من زده

خوبیه اون نگاهتو به هر غریبه ای نده

نوازش تو مثل موج دستای تو یه هم زبون

فقط برای من بمون مثل یه یار مهربون

دلم می خواد پر بزنه به یاد ابی نگات

به یاد اون روزایی که پر شدم از هرم صدات

از رفتن تو نازنین دفتر من سیاه شده

سکوت همه قلب من به خاطر تو اه شده

از مهربونیات می گم که پر شده تو خون من

از اسمی که صداقتش ریشه زده تو جون من

از بی وفاییا می گم که پر شده توی چشات

تو ذهن من فقط تویی حتی اگه خودم نخوام

یه عمره دنبال دلت دلم نفس نفس زده

من می مونم تو هم بمون دل به جداییا نده

حسه عجیب چشم تو همیشه سو سو می زنه

غربت اون نگاه تو مثل خود خود منه

دلم می خواد پر بزنه  برای مهربونیات

برای اون روزایی که پر شدم از هرم صدات

| +| نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 توسط هانی  |   |  ارسال به دوستان
 
| +| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385 توسط هانی  |   |  ارسال به دوستان
 
نامه ای که هیچ وقت به او نرسید

نمی دانم در سرلوحه ی نامه چه بنویسم . از کلمه ی محبوبم فراری و بیزارم چون محبوب 

یک طرفی کمتر وجود دارد . عزیزم را برای این انتخاب نمیکنم که همگان به همه کس این 

کلمه را خطاب میکنند . در پی انم کلمه ای که برازنده ی تو باشد بیابم . دوست دارم ان را 

بیافرینم همان طور که خداوند بزرگ مرا افرید و رنج های دنیا را چنان بارم کرد که هرگز

از سنگینی  ان کمرم راست نشد . اری می خواهم کلمه ای به وجود اورم که همان یک کلمه

معنای این نامه ی طولانی را در قالب کوچک خود جای دهد . میل دارم در این کلمه از کشتار

بی رحمانه ی تو از جفای تو از خنده های بی موقع تو و بالاخره از نگاه سرد  و بی فروغ تو

سخن ها گفته باشم. ساعتها می گذرد کاغذ های زیادی سیاه شده و پس از پاره شدن تسلیم

باد های شمال  گشته و به روی امواج رقصان رودخانه ی خروشان سپرده شده است ولی 

هنوز این کلمه را نتوانستم به وجود اورم و یا شاید نخواسته ام . زیرا با تمام این شکوه ها

دوستت دارم و میل ندارم هرگز دل زود رنجت سر مویی از من برنجد . بگذار این کلمه ی

لعنتی هیچ وقت به وجود نیاید زیرا از ان ترس و وحشت دارم  ترس مبهم که به اشکال

ظلمانی شبهای تیره و تار زمستان شبیه است . ترسی که چون وحشت درپناه ابر های 

سیاه  جهان را مسخر می کند. اندیشیدم بهتر است نامه را بدون سرلوحه  و اسم شروع کنم

زیرا دوست ندارم مردم بفهمند من تو را می پرستم . عجیب است اگر بنویسم به همین اطلاع

دیگران  حسادت می ورزم زیرا نمی پسندم نام تو ا اگر چه یک بار هم که شده کسی به  زبان

بیاورد و حتی در فکر نیز ا ن را مجسم بسازد . ! می بینم نامه پایان میا بد و من هنوز در

انتخاب سرلوحه ی ان باقی مانده ام ممکن است تقاضا کنم در یک شب مهتابی مانند انوار 

ماه که لرزان و گذران از پس موانع گذشته و جهان هستی را روشن میکند به اغوشم بیایی

و ضمن این که دل تاریک و غم زده ی مرا روشنی می بخشی نامی را که باید درمکتوب 

بعدی ان را عنوان کنم در گوشم زمزمه کنی؟؟؟!!!... 

| +| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385 توسط هانی  |   |  ارسال به دوستان
 
i love you
دوستت دارم
| +| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 توسط هانی  |   |  ارسال به دوستان
 
فراموشت نمیکنم...

هر گاه پرواز ماهیان را دیدی

و

هر گاه شنای کبوتران دیدی

و

هر گاه وفای ادمیان را دیدی

ان گاه بدان که فراموشت کردم

| +| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 توسط هانی  |   |  ارسال به دوستان
 
دل بی تاب ....

دل بیتاب من با دیدنت ارام میگیرد

اگر دوری ز اغوشم نگاهم کام میگیرد

مرا گر مست می خواهی نگاهت را مگیر از من

که دل از ساقی چشمان مستت جام میگیرد

تو نوشین لب میان جمع خاموشی ولی چشمم

ز هر موج نگاه دلکشت پیغام میگیرد

| +| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 توسط هانی  |   |  ارسال به دوستان
 
my love
the heart
| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 توسط هانی  |   |  ارسال به دوستان
 
one friend

one ston is enough to broak a glass

one sentence is enough to break a heart

one secend is enough to full in love

&

one friend is enough to live all life

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 توسط هانی  |   |  ارسال به دوستان
 
میشه از عشق تو گفت...

اگه از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت

میشه با ستاره  های چشم تو مغرب نو مشرق نو بر پا کرد

میشه از برق نگات خورشید و خاکستر کرد

میشه از گندمیای سر زلفت یه عالم شعر نوشت

اره از عشق تو دیونگی هم عالمیه

اره از عشق تو مردن داره

میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست همه راحت شد

میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست تو هم راحت شد

اگه از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 توسط هانی  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved

JavaScript Codes